
بر سینه افق خونین رنگ..
آن جا که چشم خورشید در پشت پلک کوه ها جان می گیرد
آن جا که جنگ تیرگی ها و روشنایی ها در جریان است.
و آن جا که...
من نام تو را می نویسم ای مــــــــــــــادر !
در بستر شب نشسته ام و با ستاره های آسمان عشق و محبت از تو می گویم .
از تو که مظهر ایثاری و خاک بهشت را با گام هایت مزین می سازی.
از تو می گویم که چونان کوهی از ایمان سینه ات را در مقابل طوفان بلایا گرفتی و از بلندای قامت چون سروت ایستادگی را به ما آموختی.
از تو می گویم که زینبت الگو هست و فاطمه ات آموزگار !
و تو شایسته ترین طالب مدرسه ی عشق و ایمان!
آری پروانه ها برجانبازی تو بر گرد شمع ما رشک می برند و گل های بهاری را مجالی برای عطر افشانی در کنار وجود مشک بار تو نیست !
مـــــــــادر
از تو می گویم که تو بهترین آموزگارمکتب عشق و ایثاری !
روز مادر رو به همه ی مامانای گل تبریم می گم!
سنا






