دلالت مطابقه يعني دلالت لفظ بر همه اجزاي موضوع له ( يعني آنچه براي آن وضع شده است)
وقتي مي گويم "يكهو دلم ميگيرد" دلالت مطابقه است. وقتي مي گويم "تنهايي" دلالت مطابقه است.
بعضي اوقات فكر مي كنم اگر اين قلم و كاغذ اختراع نشده بود ، حرف ها در دل كوچك ما انسان ها چطور دوام مي آوردند ؟!
***
معلم مثلا ادبياتمان مي گويد : " آدمي زماني شعر مي گويد كه در آسايش باشد ! "
نشد بگويم كه من وقتي شاعر شدم كه كلمات اشك مي شدند و روي كاغذ مي ريختند . نشد بگويم وقتي شاعر شدم كه فهميدم " همه خوب نيستند" . وقتي كه فهميدم " بايد دوست نداشتن را ياد بگيرم". بايد خيلي چيزها را ببينم و وانمود كنم نديده ام . زماني شاعر شدم كه فهميدم اينجا كسي به كسي رحم نمي كند و آن وقت كه خودم با چشمان خودم ديدم كه "عشق" را زير خاك كردند ...
***
مي گفتند هركس براي اولين بار زائر حضرت رقيه و حضرت زينب شود محال است دست خالي برگردد. باورت مي شود تا الان دعاهايي كه براي خودم و ديگران كرده ام - تا جايي كه من مي دانم - قبول شده است ؟!
نمونه اش يكي از دوستانمان كه سابقه سرطان داشته و دوباره غده اي در بدنش ريشه دوانده بود.آنجا با اينكه برايش دعا مي كردم چيزي درونم مي گفت " سرطان كه درمان ندارد".
باوت مي شود الان سالم تر از من و توست ؟!
به " خدا" بايد اعتقاد داشته باشي و بداني هرچه مي خواهد خير و خوبي است حتي اگر با معيارهاي "دنيايي " ما "بد " تعبير شود .
پشت همه "شانس" هاي امروز ما خدايي ست كه خيلي راحت چشمانمان را به رويش بسته ايم ...
" لو علم المدبرون كيف اشتياقي بهم لماتوا شوقا "
اگر آنان كه از درگاه من روي برتافتند ، مي دانستند كه چقدر مشتاق آنان هستم ،
هرآينه از شوق جان مي سپردند . "
پ.ن۱: اينجا همچنان تعطيل است (تا اطلاع ثانوي!). اين نوشته خودش از اينجا سردرآورد !
پ.ن۲سال سختي ست امسال ... كنكور بهانه است ... قرار است " امتحان" شويم ... خصوصا در "صبر" ..
پ.ن۳:دعا كنيد براي همه كنكوري ها !
هانيه





