براي امام (ره)
عشق تو آتش مي زند ، بر خرمن بنيان من
هجر تو ویران می كند ، آرام خان و مان من
شمعي و من پروانه ام ، مستي و من ميخانه ام
من در ميان جان تو ، تو در ميان جان من
از *گلستان روي تو ، برگ گلي برچيده ام
عطر دل انگيزش برد ، هم عقل و هم ايمان من
اندر خفا مي جويمت ، در آشكارا بينمت
حيران شوم از ديدنت ، هم ايني و هم آن من
با سرخوشان مستانه ام ، ساقي بده پيمانه ام
با خويشتن بيگانه ام ، او جان و هم جانان من
من با خيال وصل تو ، شب را به سر مي آورم
شب تا سحر تنها تويي ، مهمان اين ويران من
سازم خموش است و كنون ، صد نغمه مي آيد برون
زخمي زدي ، پنهان شدي ، من ماندم و حرمان من
* گلستان در اينجا golsetan خوانده مي شود .
هانيه






